۱۳۹۲ بهمن ۲۹, سه‌شنبه

تولد

امسال تولدم یه چیز دیگه بود. حالا نه اینکه پارسال یا سالهای پیشش بد بوده باشه که مسلما نبوده و اون ها هم به نوع خودشون عالی بوده . ولی امسال خیلی هیجان انگیز و قشنگ بود. هم اومدن اقای همسر دوست داشتنی بعد از یک ماه و اندی هم اون شام رمانتیک دو نفره ای که توی اون رستوران هندی با غذا ها و دسرهای خوشمزه اش خوردیم هم کادوهایی که کلی سورپرایزم کرد هم قایق سواری بعد شام کنار تو... همه و همه باعث شد که روز تولدم خیلی خاص بشه برام. خاص تر از اون چیزی که فکرش رو بکنی .
برای رقم زدن همه این لحظه ها ازت ممنونم.

پی نوشت: دلم می خواست که توی همه این لحظات قشنگ کنار خانواده هامون هم بودیم ولی به قول روباه همیشه یک جای کار می لنگه!


۱۳۹۲ بهمن ۵, شنبه

با تو انگار تو بهشتم...

داشتم عکس های طبیعتی رو که بکی از بچه ها تو فیس بوک به اشتراک گذاشته بود نگاه می کردم. عکس هاش خیلی زیبا بود و دو نفره و رمانتیک. بعد که فکر کردم دیدم با همه مناظر مشابه این عکس ها و حتی مناظر بهتر از این عکس ها من با تو خاطره دارم. یک عالمه خاطره قشنگ و دونفره و رمانتیک که جزو بهترین لحظات عمرم بودن.
خوشحالم که هستی...

۱۳۹۲ دی ۲۵, چهارشنبه

تناقض

عاشق اینم که از دانشگاه که میام خونه یه لیوان چای بابونه و نعنا با دو تا دونه گز و یه دونه از این کلوچه ژاپنی ها بخورم. دم دمای غروب هم که اگر اسنیکر و توییکس و پیک نیک نباشه اصلا انرژی ندارم که ادامه بدم! بعدالظهرم که کلا بدون ساندویچ پنیر گوجه تخم مرغ 7-11 روبروی در دانشگاه سپری نمی شه! یه روز در میونم اگر یه میان وعده نودل چینی با تن ماهی نخورم انگار بدنم یه چیزی کم داره!
تازه اینا فقط چیزهایی هست که تحمل نبودنشون  برام سخته! بقیه وعده هایی غذایی بماند!
هر روزصبح هم که از خواب بلند می شم قراره که از همون روز رژیم رو شروع کنم! :-|

۱۳۹۲ آبان ۱۳, دوشنبه

تنها به یاد تو...

توصیه ایمنی

نکته جالبی که توی متروهای هنگ کنگ توجه منو جلب کرده توصیه ایمنی هست که با بلندگو توی همه ایستگاه ها پخش میشه:

...Please hold on the handrail, Please hold on the handrail, Please hold on the handrail

و تفاوتش با توصیه ایمنی که تو ایستگاه های متروی پرتغال پخش می شه!!

Take care of your belonging, specially when you are entering or exiting train!!

۱۳۹۲ آبان ۷, سه‌شنبه

اِسکایپ

خدا پدرو مادر و جدو آباد این  نیکلاس زنشتروم و جانوس فریس رو بیامرزه که اسکایپ رو طراحی کردن و یه جماعتی رو از دلتنگی و تنهایی نجات دادن!!

پی نوشت: اعتراف می کنم که هیچی جای پیش هم بودن حقیقی رو نمی ده ولی نقدا همین مجازیشم کلی غنیمته!

بهار, تابستان, پاییز, زمستان و دوباره بهار

تو مسیر دانشگاه یه پارکی هست که هر روز از توی اون رد می شم. یه کلبه ای هست وسط یه برکه آب. یاد صومعه وسط مرداب توی فیلم بهار تابستان پاییز زمستان و دوباره بهار می افتم.